+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط ایمان
|
شطرنج زمانه
از پس پرده نگاه کن مثل شطرنج زمونه هر کسی مثل یه مهره توی این بازی می مونه یکی مثل ما پیاده یکی صد ساله سواره یه نفر خونه به دو شو یکی دوتا قلعه داره یه طرف همه سیاهو یه طرف همه سفیدن روبروی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن اونا که اول بازی توی خونه ی تو ومن پیش پای اسب دشمن مهره ها رو سر بریدن ببین امروزم تو بازی همشون شاه و وزیرن هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر می گیرن تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمی شه به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت
+ نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط ایمان
|
سلام پيشاپيش سال 1388 بر تمام ايروني هاي در هر كجا كه هستن مبارك
اميد وارم سال خوبي با شادي و موفقيتي داشته باشيد در تمام لحظه ها
{عيدي منم يادتون نره} تا بعد باي تا هاي
به سلامتي تمام ايراني ها
+ نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط ایمان
|
+ نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط ایمان
|
سپندار مذگان
كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.... آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي سده و مهرگان در ايران نسبت به پيش تر، سپندار مذگان را هم گرامي بداریم
ایرانی بودن خود را از یاد نباید برد
+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط ایمان
|
با يك دل غمگين به جهان شادي نيست
تا يك ده ويران بود آبادي نيست
تا در همه جهان يكي زندان هست
در هيچ كجاي عالم آزادي نيست
+ نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط ایمان
|
من از این دنیا چی می خوام ؟
دوتا صندلی چوبی که من و تو رو بشونن برای گفتن خوبی
+ نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط ایمان
|